close
تبلیغات در اینترنت
\"فروغ فرخزاد \"
 
عاشقانه
من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر…
آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 28
کل نظرات : 3
آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 0

آمار بازدید
بازدید امروز : 11
باردید دیروز : 3
گوگل امروز : 0
گوگل دیروز : 0
بازدید هفته : 35
بازدید ماه : 100
بازدید سال : 986
بازدید کلی : 14,592
اطلاعات کاربری

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آرشیو
خبرنامه
براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

کدهای اختصاصی
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1391 و 19:20 | نویسنده : احسان محمدی | بازدید : 79

من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت



موضوع :
برچسب ها : "من و تو خندیدیم" , "شعر عاشقانه" , "فروغ فرخزاد " , "عاشقونه" , "احسان محمدی" ,

آخرین مطالب ارسالی